روش زندگی هر فردی به سبک خودش اداره می شود. چرا که افکار هر انسانی نسبت به انسان دیگر متفاوت است. در واقع چیزهاییاست که به صورت روزمره شما درباره آن می اندیشید. اگر شما دنبال پول و ثروت باشید پول و ثروت را به خود جذب می کنید و اگر ناله های خود را برای نداری و فقط سر می دهید باید بدانید که غیر از آن چیزی نیست که دریافت خواهید کرد.براستی شما به چه می اندیشید؟چه افکاری برای زندگی آینده خود دارید؟آیا دنبال یک هدف بزرگ برای خلق یک رویا و واقعیت مهم در زندگی خود هستید؟ یا اینکه اصلا زندگی را فقط یک عادتی می بینید که هر روز مثل روز قبل اتفاق می افتد؟به نظر من باید زندگی فراتر از این ها باشد...زندگی اگر با یک هدف گره بخورد اگر دنبال رسیدن به موقعیت شغلی یا مکانی یا رسیدن به خواسته قلبی خود باشید که مثلا می تواند رسیدن به یک خودرو یا یک آپارتمان باشد باید بدانید شما اگر در این افکار باشید و روزمره به سمت آن حرکت کنید رسیدن به آن امری بدیهی برای شما خواهد بود.برای مثال فردی را مثال میزنم که مدیر یک سوپر مارکت در یک محله خلوت شهر هست که فروشش هم متوسط هست و ماهانه یک درآمد ناچیز دارد.به نظر شما چرا نمی تواند پیشرفت کند؟آیا امکان پیشرفت برای چنین فردی وجود دارد؟آیا راهی وجود دارد که این فرد از خودی که خود ساخته بیرون بیاید و تغییرات
برچسب:
نویسنده: عباس
وقتی در کنار چهار راهی می ایستی و مردمی که از آن چهار راه در حال عبور هستند را می بینید چند سوال بی جواب برای شما پیش می آید:اینکه آیا براستی این افراد می دانند به کجا میروند؟مقصد واقعی کجاست؟چطور می شود راه درست از راه اشتباه را تشخیص داد؟بهترین افراد را چگونه شناسایی کنیم؟چگونه می توان با کوتاه ترین مسیر به موفقیت رسید؟زندگی هم قابل انتخاب است.آیا میخواهید پیشرفت کنید؟یا اینکه میخواهید پیشرفت کنید ولی توان رفتن به سمتش را ندارید؟یا اینکه آمده اید برای هر روز زندگی کنید و بروید. آدم ها به دو گونه هستند:
عده ای برای هر روزشان زندگی می کنند.و عده ای هم هستند برای سالهای بعد و آینده برنامه ریزی و زندگی می کنند. برای رسیدن به موفقیت و مقصد واقعی باید برنامه ریزی بلند مدت داشته باشید.یک عسل فروش را برایتان مثال میزنم تا نرود روی کندوی عسل و عسل تازه را از داخل کندو برندارد نمی تواند به درآمد برسد پس باید حتی زحمت نیش زنبور را به تن خود بمالد تا بتواند به تجارتی که قصد درامد از آن را دارد برسد. برای اینکه بخواهید پیشرفت کنید و راه تازه ای برای خود تعیین کنید نیازمند چند گزینه هست که باید آن را انجام دهید:
ابتدا اینکه خودت را در هر حال هر گونه که هستی قبول داشته باشیاگر شما خودتان را قبول نداشته باشید به هیچ عنوان نمی توا
برچسب:
نویسنده: عباس
برچسب:
نویسنده: عباس
در تاریخ کشور ایران سلسله">سلسله های زیادی وجود داشتند که هر یک نقاط تاریک و نقاط روشنی از خود به جای گذاشتند ولی تنها سلسله ای که هیچ نقطه روشن قابل توجهی ندارد قاجاریه است. سلسله قاجار با پادشاهی آقا محمدخان قاجار شروع و با پادشاهی احمد شاه قاجار پایان می گیرد و در این بین نقطه روشنی وجود ندارد به جز دو صدراعظم لایق و با کفایت دوران قاجار یعنی قائم مقام فراهانی و امیر کبیر.در ضمن تنها شاهزاده لایق قاجار هم عباس مبرزا بوده است. آقا محمدخان قاجار که با قتل عام مردم کرمان و کور کردن 70 هزار نفر از مردم همان شهر اسم خود را در میان خونریزترین پادشاهان قاجار نوشت.فتحعلی شاه قاجار که موجب جدا شدن بخش هایی از خاک ایران شد و قرارداد های ننگین گلستان و ترکمانچای در زمان او به ایران تحمیل شد.محمد شاه قاجار که باعث قتل صدراعظم لایقش قائم مقام فراهانی شد.ناصرالدین شاه قاجار که باعث برکناری و قتل صدراعظم لایقش امیر کبیر شد.مظفرالدین شاه قاجار که سه سفر پر هزینه را به مردم گرسنه و فقیر ایران در دوران قاجار تحمیل کرد و ایران را مقروص ساخت البته تنها نقطه روشن مظفرالدین شاه صدور فرمان مشروطیت بود.محمدعلی شاه قاجار که با استبداد خود مجلس را به توپ بست با کمک لیاخوف روسی و پس از خلع سلطنت به سفارت روسیه پناهنده شد.احمد شاه قاجار که با او سلسله قاجار به پایان رسید که قرارداد منحوس 1919 با انگلیس بست
برچسب:
نویسنده: عباس
برچسب:
نویسنده: عباس
برچسب:
نویسنده: عباس
برچسب:
نویسنده: عباس
برچسب:
نویسنده: عباس
برچسب:
نویسنده: عباس
برچسب:
نویسنده: عباس
برچسب:
نویسنده: عباس
برچسب:
نویسنده: عباس
برچسب:
نویسنده: عباس
برچسب:
نویسنده: عباس
برچسب:
نویسنده: عباس
برچسب:
نویسنده: عباس
برچسب:
نویسنده: عباس
برچسب:
نویسنده: عباس
برچسب:
نویسنده: عباس
برچسب:
نویسنده: عباس
برچسب:
نویسنده: عباس
برچسب:
نویسنده: عباس
برچسب:
نویسنده: عباس
برچسب:
نویسنده: عباس
برچسب:
نویسنده: عباس
برچسب:
نویسنده: عباس
برچسب:
نویسنده: عباس
برچسب:
نویسنده: عباس
برچسب:
نویسنده: عباس
برچسب:
نویسنده: عباس